خدا جانشین تمام نداشتن های من هست
قابل توجه همه یکی از بازدید کنندگان عزیز تونظراتشون خواسته بودن شعری رو که گذاشتم تغییر میدادم تا معلوم نباشه کپیه باید بگم من ادعا نکردم که تمام ابن مطالب رو خودم نوشتم علاوه بر دلنوشته های خودم مطالبی رو که دوست دارم هم میذارم تا بقیه استفاده کنند سمت چپ روی دست نوشته ها کلیک کند دلنوشته های منو میبینید که کپی نیست ممنون از حظورتون نگاهم مدت هاست به خود رنگ خاکستری گرفته دنیا در برابر چشمانم خاکستری گشته من خواهانش نبودم تقدیر برایم این روزگار را رقم زد مینویسم تا تسلایی باشد برای تمام دردهایم مینویسم تا رهگذری اشنا حرف هایم را بفهمد اما افسوس توتنها میخوانی وبعدبه دست فراموشی میسپاری*تویی که خود شاید روزی غم های مرا تجربه کنی از تنهایی مینویسم شاید که تسکین زخم هایی که از دوست خوردم باشد! اما چقدر بنویسم ،تا کی بنویسم* دلم به اندازه ی تمام تنهایی های گرفته ومیگوییم روزت مبارک ای بهترینم چرا همیشه تواوج غم هات ،وقتی نیاز داری کسی ارومت کنه،وفتی دوست داری اونی که بهت ارامش میده کنارت باشه تنها تر ازهمیشه میشی؟ چرا باید تو اوج بی کسی بی کس تر بشی؟ چرا نمیتونم خودمو اروم کنم؟ کاش یه نفر بود که منو میفهمید کاش من هستم با دنیایی لز سکوت من هستم با دنیایی از حرف های نا گفته دلتنگی وجودم را فراگرفته چشمام بدنبال تسلایی ست برای دل دردمندم اما ......... واییییییییییییییییی چقدر حالم بده یک روز با وسعتی از تنهایی بی پایان یک روز با وسعتی از چشم انتظلری ودلتنگی یک روز با با وسعتی از حرف های درگلوحبس گشته دیگرخودعادت کرده ام به این همه ............. از این روزها بنویسم که دوست دارم همش خواب باشه ووقتی چشم باز میکنم همون ادم شاد قبلی باشم یا از لحظه هایی بنویسم که همش شده سر درگمی،وغم،و...... یا از لبخندهای اجباری وحرف های اجباری یا از فکرهایی که ذهنم رودر بر گرفته ونمیتونم از دستشون خلاص بشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سکوت بهتراست هرچه گویم باز کس نخواهددریابد درون طوفان زده ام را سخته دلت جایی دیگه باشه ونگاهت جایی دیگه سخته دلتنگ بشی اما کسی واسه اروم کردنت نباشه سخته شبات تنها صدای هق هق گریه هات باشه اما نتونی بکسی بگی که چته سخته نیاز داشته باشی به حضور کسی که ارومت میکنه اما مجبور باشی پسش بزنی سخته چشمات بارونی باشه اما مجبور باشی بخندی تا کسی نفهمه سخته گوشی موبایلت روچک کنی اما اون کسی که باید حالت روبپرسه فراموشت کرده باشه سخته محبتت رو به کسی واقعآدوسش داری نتونی بدی کاش کسی حال منو میفهمید خنده های بی دلیل برای دوستت داشتن های بی دلیل برای زندگی کردن افسوس خود را فراموش کرده ام دلم برای خودم تنگ گشته خیلی سخته اونقدرحرف تو دلت جمع شده واسه گفتن اما ......... دلگیرم از این روزها بارون کلمه ای گرچه سادست اما وقتی شروع به باریدن میکنه ........... امروز یه بارون بهاری اومد من عاشق بارونم واسه دقایقی رفتم زیر بارون هرقطره بارونی که به صورتم می خوردمنو به گذشته میبرد امروز خیلی اتافاقات واسم افتاد که حسابی ریخت منوبهم بارون بهانه ای شدتا مثل یه بچه گریه کنم تا کمی اروم بگیرم اما این روزها نمیدونم چرا هیچ چیز ارامم نمیکند هیچ چیز هرموقع بارون میادگذشته هم به سراغ من میاد گذشته ای نه چندان دور که من بودم با دنیایی از حس دوست داشتن وبودن اما اکنون عاری از هر حس وارزویی هستم هرموقع بارون میگیره تمام وجودم ارامش روطلب میکنه اما این روزها تنها چیزی که ندارم همین ارامش است این روزها منهستم با دنیایی از بی قراری وقلبی مملوازس>ال های بی جواب من هستم با تمنای عشق درچشمانم اما مجبورم پنهانش دارم نهبخاطر خود بلکه بخاطراطرافیانم،بخاطر کسانی که دوستشان دارم و......... این روزها مجبور گشته ام خود واقعی ام را در زیر لبخندی ظاهری پنهان دارم این روزها نیاز دارم به کلامی امیدوارکننده اما افسوس کسی از درونم خبرندارد بازهم شکر منو نزدیك خودت كن ای خدای عاشقانه گاهی وقتا فریاد میزنی تاهمه بفهمن که چه حالی داری اما انگارصدایت را تنهاخودمی شنوی وبس گاهی وقتا خودت را در زندانی اسرمیابی که هرچه تلاش میکنی به ازادی نمیرسی،هرچهدست وپامیزنی بیشتر از همیشه تنها میشوی این روزها من مانده ام با.......... داستانی واقعی گرچه......... بعدازمدت ها ،بعدازمرگ عزیزش ان روز حس کرد قلبش بار دیگردلیلی برای تپیدن دارد اری بار دیگر قلبش عاشق گشته بود،در دنیایی که نامش را مجازی نهاده بودند دلسپرده کسی که براستی همچون فرشته بود،اما افسوس تقدیر چیز دیگری برایش رقم زد اورا دوست داشت اما ناچار بود اورا از خود براند چراکه نمیتوانست مغرورباشد اری نمیتوانست مغرور باشد،چرا که نمیتوانست در حالی که چیزی به پایان زندگیش نمانده کسی را دلسپرده خودکند اوتقدیرش را پذیرفته بود اما از هنگامی که اورا دیده بوددیگر توان تحمل نداشت اما چاره ای هم نداشت اری تقدیرش چنین بود دلم میخواهداز تمام تعلقات جداشوم وبه سمت خالق خود روم در این دنیای خاکی چیزی جز.........نصیبم نشد چیزی از یبایی های ان ندیدم ،چشمانم تنها سیاهی دید،قلبم تنها غم را تجربه کرد،دستانم تنها بی پناهی را دید،گوش هایم تنها دروغ شنید،خواستم همرنگ ادم های اطرافم شوم اما .............. سکوتی محض اتاقم را فرا رفته ذهنم خیلی اشفته است انگار طوفان زده شده،اصلآنمیدونم به چی فکر میکنم فقط میدونم بدون اینکه بخوام گونه هام خیس اشکه،جالبه دلیل این اشک هاروهم نمیدونم چیه امشب حال وهوایم با شب ها ولحظه های قبل خیلی فرق میکنه گرچه میدانم که باید پذیرایی تنهایی باشم حتی اگران را نخواهم ..........................بازم اخرحرفم شدسکوت غافلگیرت میکنه جوری که شوکه میشی زندگی گرچه سختی هاش فراوونه اما همین سختی هاست که زیباش میکنه گرچه ما عادت کردیم نیمه خالی لیوانوببینیم توذهنم پرازحرفه دستام اماده نوشتن هستن اما انگارواژه ها باهام بی گانه شدن دوست دارم بنویسم اما ذهنم گویی حوصله ای برای کنارهم قرار دادن واژه ها نداره گاهی اوقات هم واژه ها نمیتونن احساس وحالت روبیان کنن احساسی درونم است که بایدپنهانش دارم چرا که مجبورم میخندم تا مبادا کسی بفهمد درونم چه میگذرد شوخی میکنم تا مبادا گریه ام بگیردواشک هایم سرلزیر شود همیشه تو اوج تنهایی تنهاتر میشوم وقتی دستانم بدنبال پناهگاهیست جزسراب چیزی نمیابم ان هایی که تلاش میکنندبرای ادم بودن دیوانه خوانده میشوندوانهایی که درظاهرادم ودر باطن گرگ هستن محترم شمرده میشوند همه چیز شده ظاهر،به ظاهرمیخندیم،به ظاهر دوست داریم ،به ظاهر...... کاش کمی درون را میدیدم
![]()
![]()
از عشق، غم، بی مِهری و امیدی که چون گلی با وزش باد پرپر شد و بر زمین افتاد تا شاید کسی با گذر از روی آن گوشه ای از غمش به شادی هر چند زود گذر مبدل شود!
آه که شما دردم را میخوانید ولی افسوس که من آن را با تمام تار و پودم حس می کنم و با ان می سوزم و با هر دردش رنج میکشم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
لعنت به هر چه بغض بی صداست ...
.
.
.
تنها امیدم این است كه در یکی از این بغض کردن هايم
خفه می شوم ...
آنوقت دیگر تا آخرش بلند بلند می خندم !!!![]()
گرچه دیگر چیزی برای فروش ندارم ...
چون تمام هستی مان را با همان
تک کبریت سوخته
به آتش کشیدم ...!
.
.
.
خاکسترش را ندیدی ؟!...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
واسه ی عشق تو خوندن این ترانست یه بهانه
من ازی نگ آیینه اهت یه سبد ستاره چیدم
اسمتو تو قصه های پاك عاشقی شنیدم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


















